• العربية
  • English
  • فارسی
 
پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم :

المَهدِی طاووسُ أَهلِ الجَنَّةِ.
مهدی(ع) طاووس اهل بهشت است. (الشِّهاب‌ فی‌الحِکَمِ و الآداب، ص ١٦)

   
 
 
 

تفاسیر عرفانی :


تفسير عرفانى‏
از جمله تفسيرهاى اجتهادى، تفسيرهاى عرفانى است كه در آنها از استدلال، لغت، ادبيات، روايت و گرايش كلامى و فقهى، كمك گرفته نمى‏شود، بلكه تفسير آيات به سبك و گرايش عرفانى، باطنى، رمزى و اشارى بررسى مى‏شود. تفسيرهاى عرفانى كه خود از تفاوت‏هايى نيز برخوردار بوده‏اند، به‏طور عمده به دو گروه باطنى و ذوقى تقسيم مى‏شوند، براساس شيوه رمز، اشارات و ذوق بوده و مربوط به تفسير باطن قرآن هستند.
در تفسيرهاى عرفانى، مفسران براساس مبانى سير و سلوك عرفانى و ذوقى، به بيان و تفسير باطن قرآن و اشارات آن مى‏پردازند. چنين مفسرانى نخست مى‏بايد از ذوق و مسلك عرفانى برخوردار بوده و سپس به تفسير آيات بپردازند. آنها معتقدند كه فهم قرآن از الهامات الهى است. ابن عربى مى‏گويد:
همان‏طور كه تنزيل اصل قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم از پيش خداوند بوده، تنزيل فهم آن نيز بر قلوب مؤمنان از ناحيه حضرت حق صورت مى‏گيرد. «1»
تفسيرهاى عرفانى حاصل دريافت ذوق عرفانى مفسران آن است كه براى آنها حاصل شده و تا زمانى كه حاصل دريافت آنها، مخالفتى با صراحت ديگر آيات و سنت قطعى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نداشته باشد، ارزشمند است؛ گرچه از نظر عده‏اى، آنها امرى ذوقى و بى‏اساس‏اند. آنها دريافت‏هاى خود را براى همگان قابل فهم نمى‏دانند،
__________________________________________________
(1). محى الدين ابن عربى، الفتوحات المكيه، ج 1، ص 279.
روشهاى تفسير قرآن، ص: 260
بلكه معتقدند دريافت و باور آنها مخصوص افراد خاصى است. در تفسيرهاى عرفانى از ظاهر لفظ و قواعد ادبى، روايات، استدلال و شيوه‏هاى ديگر، به ندرت بهره گرفته مى‏شود.
مفسران در تفسيرهاى عرفانى باطنى، معتقدند كه قرآن از بطن‏هاى متعددى برخوردار است كه فهم آن براى همگان ميسّر نيست و آيات قرآن رمزى و اشارى بوده و براى اهلش ميسّر مى‏شوند. در اين‏كه حاصل برداشت‏هاى عارفان (باطنى و ذوقى) مى‏تواند تفسير آيات به حساب آيد يا نه، در بين ديگر مفسران اختلاف است؛ از آن‏جهت كه عارفان برداشت‏هاى ذوقى و باطنى خود را منتسب به قرآن مى‏دانند، تفسير به حساب مى‏آيند و از طرفى، چون برداشت‏هاى آنان، بيشتر به تأويل شبيه است تا تفسير، مى‏بايد بين آنها و تفسير، تفاوت قائل شد و هريك را از مقوله‏اى خاص دانست، ولى از آن‏جا كه تفسير و تأويل، آن‏چنان‏كه گذشت، از همديگر جدا نيستند، مطالب آنان تفسير نيز به‏شمار مى‏آيند.
برخى عرفا معتقدند كه تفسير عرفانى با تفسير به رأى در موارد ذيل تفاوت دارند:
1- تفسير به رأى غالبا مربوط به آيات الاحكام است كه زمينه تعقّل در آنها كمتر است و آنها را بايد متون وحى دانست و روايات نهى از تفسير به رأى نيز درباره آنها است؛ برخلاف مسائل اعتقادى و اخلاقى كه زمينه برداشت‏هاى عرفانى و عقلى در آنها فراوان است، لذا روايت: ليس شى‏ء أبعد من عقول الرجال من تفسير القرآن؛ «1» عقل در تفسير قرآن دورترين چيز است، هم‏چنين روايت: دين اللّه لا يصاب بالعقول؛ «2» دين خدا را به عقل‏ها نتوان يافت، مربوط به احكام تعبديّه دين است و الّا باب اثبات صانع و توحيد ميدان فهم و معرفت عقل است.
2- در تفسير به رأى پيشداورى مفسّر موجب تطبيق عقيده او بر قرآن است،
__________________________________________________
(1). مجلسى، بحار الانوار، ج 89، ص 95.
(2). همان، ج 2، ص 303.
روشهاى تفسير قرآن، ص: 261
برخلاف برداشت‏هاى عرفانى و اخلاقى كه پس از مطالعه و تدبّر در آيات، از بطون آيات قابل استفاده هستند و عقيده يا مبانى فكرى خاصى را اثبات نمى‏كنند.
3- تدبّر و تفكّر در آيات كه موجب بهره‏هاى عرفانى و يافتن نكات اخلاقى است، فراتر از تفسير است، تا از مصاديق تفسير به رأى شود، زيرا برداشت‏هاى عرفانى كه از لوازم كلام استفاده مى‏شوند و مربوط به بطون آيات هستند، امرى جداى از برداشت‏هاى تفسيرى‏اند و چه‏بسا بتوان آنها را تأويل بطون ناميد. اگر به علت احتمال تفسير به رأى، از فهم آنها جلوگيرى شود، حجاب قرآن بيشتر شده و موجب مهجوريت قرآن مى‏شود. «1»



 

انجمن‌ها
دانشگاه‌ها
پژوهشگاه‌ها
مراجع عظام
سایر

انتشار محتوای این وبگاه تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

X
Loading