• العربية
  • English
  • فارسی
 
حضرت مهدی(عج) :

اَكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجِیل الفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم.
برای تعجیل در ظهور من زیاد دعا کنید که خود فَرَج و نجات شما است. (کمال‌الدین، ج ٢، ص ٤٨٥)

   
 
 
 

سبعه احرف از نظر مستشرقان


آرتور جفرى‏
«2» او نيز از مستشرقانى است كه در مورد نص قرآن، اظهار نظر نموده و در مقدّمه كتاب المصاحف از ابى بكر عبد اللّه بن ابى داود سليمان بن الاشعث السجستانى (متوفاى 316 ه.) بيان داشته است كه قراآت شاذ و تفسير و ... قرآن نيست و مصاحف داراى اختلاف بودند. دكتر عبد الصبور شاهين، كلام وى را چنين نقل مى‏كند: «تمام (قراآت) از قرآن نيست، بلكه از باب (اضافاتى است) كه ذكر نموديم.» «3»
__________________________________________________
(1) رژى بلاشر، در آستانه قرآن، ص 143- 144.
(2) آرتور جفرى (. yreffejruhtrA) دانشمند خاور شناس امريكائى صاحب تأليفاتى درباره اسلام از جمله: موضوعاتى در مورد متن قرآن:
لندن. 1937. naruq eht fo txet eht fo yrotsih eht rof lairetamehT كتاب مذكور در مقدمه و ملحق المصاحف چاپ شده است.
(3) دكتر عبد الصبور شاهين، تاريخ القرآن، ص 82.
نزول قرآن و رؤياى هفت حرف، ص: 159
نولدكه‏
«1» نولدكه، مستشرق آلمانى هم معتقد است كه به علّت اختلاف قراآت، كه از اختلاف لهجات ناشى شده است، نص واقعى براى قرآن يافت نمى‏شود. وى مى‏گويد:
كتابت قرآن در شرايطى آغاز شد كه به جهت برخى اختلافات در قراآت، به درجه كمال خود نرسيد. «2»
دكتر حازم پس از نقل كلام نولدكه مى‏گويد:
آنچه مستشرفين را به چنين وهمى (يعنى اضطراب نص قرآن) انداخته است، جهل آنان به اسباب تلقى قرآن توسط مسلمين است؛ البته اگر خوش بين باشيم. زيرا اعتماد در نقل قرآن، به قلوب و صدور و حافظه‏ها بوده است، نه به مصاحف و كتب. قراآت پيش از تدوين مصاحف عثمانى رواج يافت، و بناى قرّا در قرائتشان بر روايت و نقل‏ها بود، نه به آنچه در مصاحف مى‏خواندند. «3»
عمر لطفى نيز سخن نولدكه را چنين نقل مى‏كند:
اين كه مصحف عثمان آن چنان كه تهيه شد، از خطا به دور نبود، امرى مسلم بين مسلمين، است. «4»
عمر لطفى مى‏گويد:
از اخبار استفاده مى‏شود كه راهى براى تغيير در نص عثمانى نبوده است؛
__________________________________________________
(1) تئودور نولدكه (ekedlonrodoehT) از مشهورترين خاور شناسان آلمانى است كه در دوم مارس 1836 ميلادى در شهر هاربورگ به دنيا آمد. در سال 1856 ميلادى دكتراى مقدماتى خود را با رساله‏اى در تاريخ قرآن (snaruq sedethcseG) دريافت كرد. تاريخ قرآن، مهم‏ترين و مشهورترين كتاب او شد و در سال 1858 از طرف آكادمى پاريس، جايزه‏اى براى تحقيق در مورد تاريخ قرآن دريافت نمود. او در سال 1930 درگذشت. (فرهنگ كامل خاور شناسان، عبد الرحمن بدوى، شكر اللّه خاكرند، ص 419).
(2) دكتر حازم سليمان الحلى، القراءات القرآنيه بين المستشرقين و النحاة، ص 30.
(3) همان، ص 31.
(4) عمر لطفى العالم، المستشرقون و القرآن، ص 154.
نزول قرآن و رؤياى هفت حرف، ص: 160
حتى اگر در آن خطا هم بوده باشد ... بنابر اين متصديان آن نص قرآن، يعنى عثمان و عاملان او و حتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز، از خطا و تهمت كوتاهى در لغت و مضمون قرآن به دورند. «1»
ديدگاه مستشرقان، مانند گلدزيهر و رژى بلاشر و آرتور جفرى و در رأس آنان، نولدكه و ديگران مانند بروكلمان و بوهل و ... كه در مورد قرآن اظهار نظر كرده‏اند، عمدتا بر رواياتى استوار است كه جمع‏آورى قرآن را در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمى‏دانند.
طبق اين اخبار، قرآن، در زمان عثمان، جمع‏آورى شد و مسلمين هم مجاز بودند قرآن را بر هر قرائتى و با هر حرفى بخوانند. زيرا قرآن بر هفت حرف نازل شده بود و تبديل كلمات مترادف و هم معنا به يكديگر امرى مجاز شمرده مى‏شود. در حالى كه در بحث جمع‏آورى قرآن بيان شد كه جمع‏آورى قرآن در حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، به قلم كتّاب مخصوص و با نظارت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود. پس از ارتحال حضرت، جمع در شكل واحد صورت گرفت و هيچ ربطى به متن قرآن نداشت و هيچ كس مجاز نبود در آن تغييرى بدهد؛ به ويژه آن كه قرآن وعده حفظ خود را داده و خاندان ولايت هم خود بر حفظ آن نظارت كامل داشتند.
لذا روايات مذكور در مورد جمع قرآن بى‏اساس و از نظر شيعه پذيرفته شده نيست. حديث سبعة احرف هم كه مهمترين منشأ شبهات مستشرقان است، پذيرفتنى نيست و استناد آن نيز به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نه معقول است، زيرا چگونه ممكن است كه كتاب جاويدان مسلمين، نص ثابت و پايدارى نداشته باشد و تزلزل و اضطراب در او راه يابد؟ و نه دليلى بر نزول‏هاى هفت‏گانه و در صورت تفسير كثرت از عدد سبعه بر نزول‏هاى فراوان، وجود دارد. بلكه نص قرآن ثابت و پايدار است و اعجاز قرآن، بر متن ثابت و قطعى استوار است.
دانشمندان و انديشمندان اهل سنت نيز مى‏بايد در مورد سبعة احرف و مسئله‏
__________________________________________________
(1) همان.
نزول قرآن و رؤياى هفت حرف، ص: 161
قراآت، چنان سخن بگويند كه مستند به ادله عقلى و نقلى محكم و استوار باشد و تصويرى واقع بينانه از نص قرآن ارائه نمايند، تا زمينه‏اى براى شبهات مستشرقان باقى نماند.
براى پرهيز از طولانى شدن بحث از بررسى سخنان ديگر مستشرقان، مانند بروكلمان و بوهل و ... خود دارى شد. ضمن اين كه، سخنان آنان نيز در مورد نص قرآن شبيه به يكديگر و مانند سخنان گلدزيهر و نولدكه و آرتور جفرى و رژى بلاشر است.



 

مراکز همسو

انتشار محتوای این وبگاه تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

X
Loading