أنَا بَقِيَّةُ اللّه ِ في أرضِهِ و خَليفَتُهُ و حُجَّتُهُ عَلَيكُم ؛ حديث
امام مهدى عليه السلام :من يادگار خدا در زمين و جانشين و حجّت او بر شما هستم .
مفهوم گرایشهای تفسیری و اقسام آن
گرایش تفسیری، به معنای علاقه و تمایلات یک مفسر است که حاصل مکاتب تفسیری، عقاید، افکار و تخصص علمی اوست و باعث پدید آمدن ویژگی خاصی در تفسیر او شده و اهم مطالب تفسیری او را رقم میزند. از اینرو، هر مفسری در تفسیر خود از دیدگاه مذهبی، کلامی، فقهی و...، یا تخصص خاصی بهرهمند است که در تفسیر او اثرگذار هستند، و از آن به «اتجاه» نیز تعبیر میشود.
از گرایش تفسیری، به «موقف» تفسیری مفسر نیز تعبیر شده است که عقاید او را در تفسیر نشان میدهد. مهمترین گرایشهای تفسیری عبارتاند از: گرایش تفسیر ادبی، گرایش تفسیر کلامی، گرایش تفسیر اجتماعی، گرایش تفسیر علمی، گرایش تفسیر عرفانی و فلسفی.
مفهوم مکاتب تفسیری
کلمه «مکتب» از نظر لغوی در معناهای گوناگونی به کار رفته است؛ چنانکه هم در معنای مصدر میمی (کتابت و نوشتن)، هم در معنای اسم زمان (زمان نوشتن) و هم در معنای اسم مکان (مکان نوشتن) به کار رفته است. در برخی موارد نیز کلمه مکتب، در معانی مجازی
به کار رفته است؛ به این صورت که در قالب اسم مکانِ علم و نوشتن به کار رفته، اما از آن نوعی علم یا نظریات علمی اراده شده است.
کاربرد کلمه مکتب برای اندیشهها و افکار یک استاد و یا نظریهای در فلسفه، هنر و...، از این حیث است.
مکاتب تفسیری در اصطلاح نیز به معنای «نظریههای مختلف مفسران در چگونه تفسیر کردن قرآن است».
تفاوت مکاتب با روشها و گرایشهای تفسیری
چنانکه اشاره شد، مکاتب تفسیری به معنای مطلق نظریههایی است که درباره چگونگی تفسیر قرآن بیان شدهاند. از اینرو، روشهای تفسیری، نتیجه مکاتب تفسیری هستند؛ به دیگر سخن، مکاتب تفسیری، سبب پدید آمدن روشهای تفسیری میشوند. برای مثال، اگر مکتب تفسیری یک مفسر، اخباریگری باشد، روش تفسیری او، روش تفسیری روایی محض خواهد بود.
بنابراین، ماهیت مکاتب، نظری است و ماهیت روشها عملی. از نظر منطقی، مکاتب، تعیینکننده روشهای تفسیری هستند و روشهای تفسیری، زاییده مکاتب تفسیریاند.
گرایشهای تفسیری نیز با مکاتب تفسیری کاملاً تفاوت دارند؛ چراکه گرایشهای تفسیری به معنای تمایلات خاص مفسران است که بر اثر افکار و عقاید یا تخصص علمی آنها پدید میآیند. درحالیکه مکاتب تفسیری، نظریههایی در چگونه تفسیر کردن قرآن هستند.
هدف مکاتب تفسیری، ترسیم الگویی مناسب برای تفسیر قرآن است، اما هدف روشها و گرایشهای تفسیری، ترویج و نشر یک عقیده، تخصص، علم، یا اثبات و رد افکار و نظریههاست.
مفهوم اتّجاهات و الوان تفسیری
اتجاهات تفسیری: «اتّجاهات»، جمع «اتّجاه» و در لغت به سمت و جهت، میل و تمایل و روی آوردن به سوی چیزی معنا شده و تعریفهای اصطلاحی مختلفی برای آن به کار رفته است. به نظر میرسد «اتجاهات تفسیری» ترجمه و عنوان عربیِ گرایشهای تفسیری باشد؛
الوان تفسیری: کلمه «لون» در لغت به معنای صورت و هیئت هر چیز است. لون شیء به معنی آن چیزی است که باعث تمایز میان آن شیء و غیر آن میشود.
بنابراین، کلمه لون به معنای هرگونه ویژگی شیء است که باعث تمایز شیء با غیر آن میشود و رنگ یکی از مصداقهای لون است. بنابراین، «لون تفسیری»، به معنای ویژگیهای یک تفسیر است که بر اثر مکتب، روش و گرایش تفسیری مفسر پدید آمده است. برای مثال، مفسری که روش یا منهج تفسیری او روایی است، تفسیرش لون روایی دارد.
-------------------------------------------------------------
کتاب روشهای تفسیری . مودب و عزتی ص 11



_31.jpg)
