برای تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.
روند شکلگیری روشها و گرایشهای تفسیری
آغاز شکلگیری روشهای تفسیری نیز به عصر رسالت باز میگردد، چنانکه پیامبر(ص) و دیگر ائمه(ع)خود در فهم معانی و مقاصد آیات قرآن از روشهای مختلف تفسیری استفاده کردهاند.
روش تفسیر قرآن به قرآن از زمان رسول خدا(ص) شکل گرفته است و دیگر معصومان(ع) نیز از این روش بهره بردهاند که در ادامه به سنت قولی و عملی ایشان در تفسیر قرآن به قرآن اشاره خواهد شد. (1)
تفسیر قرآن به قرآن در دوره صحابه و تابعین نیز ادامه یافت و برخی مفسران صحابه و تابعین از این روش در تفاسیر خود استفاده کردند.(2) در دوران بعد، مفسران بسیاری مانند سیدرضی (د.406ق)، شیخ طوسی (د.460ق)، زمخشری (د.538ق)، طبرسی (د.548ق) و...، این روش تفسیری را در تفاسیر خود به کار بردند و در دوران اخیر روش تفسیر قرآن به قرآن گسترش فراوانی یافت؛ چنانکه برخی مفسران مانند علامه طباطبایی (د.1402ق)، بخش عمدهای از آیات قرآن را با این روش تفسیر کردهاند.
روش تفسیر روایی نیز از زمان پیامبر(ص) آغاز شد، چنانکه در دوران صحابه، اساس تفسیر را غالباً روایات و احادیث منقول از پیامبر(ص) تشکیل میداد. (3)
معصومان(ع) نیز این روش تفسیری را دنبال کرده و روایات تفسیری پیامبر(ص) را برای مردم بیان داشته و خود نیز اقدام به تفسیر قرآن میکردند.
تفسیر روایی در آغاز به صورت شفاهی و سپس با دیگر روایات نقل شد و سرانجام، از آنها تفکیک شد. (4) از دیدگاه برخی محققان، اسحاق بن راهویه (د.238ق) نخستین کسی بود که به تفکیک روایات تفسیری از دیگر اخبار پرداخت. (5)
در این دوره، مفسران از تفسیر روایی با دو رویکرد، استفاده کردند، در برخی تفاسیر بدون هیچگونه اجتهادی تنها به جمعآوری روایات تفسیری پرداخته شد؛ از جمله کتاب التفسیر بخاری (د.256ق)، تفسیر عیاشی (د.320ق)، تفسیر فرات کوفی (قرن چهارم). در دوران بعد نیز تفاسیر مهمی با این شیوه تألیف شدند؛ از جمله تفسیر الدرّالمنثورِ سیوطی (د.911ق)، تفسیر البرهانِ سیدهاشم بحرانی (د.1107ق) و تفسیر نورالثقلینِ حویزی (د.1112ق).
در برخی تفاسیر نیز از روایات تفسیری بهعنوان مستندی برای فهم معنا و مقصود آیات قرآن استفاده میشد، از جمله جامع البیانِ طبری (د.310ق)، تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی (د.329ق) و در دوران متأخر تفسیر القرآن العظیم، از ابنکثیر دمشقی (د.774ق) و تفسیر الصافی از فیض کاشانی (د.1091ق). روش تفسیر روایی در قرنهای یازدهم و دوازدهم به دلیل رشد اندیشههای اخباریگری به اوج رسید.
روش تفسیر عقلی نیز در عصر رسالت شکل گرفت، چنانکه پیامبر(ص) و دیگر ائمه(ع) در تفسیر قرآن از روش تفسیر عقلی استفاده میکردند. (6) چنانکه صحابه و تابعین در تفسیر برخی آیات، از عقل استفاده کردهاند. (7)
گسترش دامنه حکومت اسلامی و پرسشهای بسیار تفسیری در دوره تابعین، برخی مفسران تابعین را بر آن داشت تا برای استنباط معانی و مقاصد آیات قرآن بر اجتهاد و درک عقلی خود تکیه کنند.
در دوران بعد نیز گروهی از مفسران به استناد روشهای تفسیری متعدد به تفاسیر نظرى پرداختند و از برداشتهاى عقلى و نظرى خود در فهم آیات کمک گرفتند؛ از اینرو، روش تفسیر عقلی در تفاسیر مهمی، از جمله التبیان فی تفسیر القرآنِ
شیخ طوسی (د.460ق)، مجمع البیانِ طبرسی (د.548ق)، مفاتیح الغیبِ فخر رازی (د.606ق) و...، پدید آمدند.
از قرن یازدهم تا چهاردهم هجری با گسترش علوم عقلی، روش تفسیر عقلی به اوج خود رسید و تفاسیر مهمی مانند تفسیر القرآن الکریم ملاصدرا (د.1050ق)، تفسیر
روح المعانی آلوسی (د.1270ق)، آلاء الرحمن علامه بلاغی (د.1352ق)، المیزان
علامه طباطبایی (د.1402ق) و... نگاشته شدند.
برخی گرایشهای تفسیری نیز از همان قرن نخست هجری پدید آمدند. چنانکه ورود قرآن به موضوعات علمی، کلامی، اجتماعی و...، باعث شد تا برخی مفسران نیز از همان قرن اول هجری با گرایشهای گوناگون به تفسیر آیات مورد نظر خویش بپردازند. برای مثال،
امام علی(ع) برای نخستین بار با استفاده از گرایش تفسیر کلامی به تفسیر برخی آیات قرآن پرداخت. (8)
در دوران تابعین، مفسران بیشتری از جمله مجاهد بن جبر به تفسیر کلامی قرآن روی آوردند و برخی مباحث کلامی، مانند جبر و اختیار در حوزه درس حسن بصری شکل گرفت. (9)
همچنین، سبک و زیباییهای ادبی قرآن و نیز اهتمام مفسران نخستین، از جمله ابنعباس، به ادبیات عرب، باعث شکلگیری گرایش تفسیر ادبی قرآن شد، تفسیر ادبی در قرنهای ششم تا هشتم رواج بیشتری یافت و تفاسیر ادبی مهمی همچون الکشاف زمخشری (د.538ق)، المحرر الوجیز ابنعطیه (د.542ق)، انوار التنزیل بیضاوی (د.691ق) و البحر المحیط ابوحیان (د.745ق) پدید آمدند.
در قرنهای دوم و سوم هجری که قرنهای تدوین علوم اسلامی در جهان اسلاماند، بسیاری از رشتههای علوم اسلامی پدیدار شدند. (10)
تأثیر این جریان علمی بر تفسیر قرآن باعث رشد و پیدایش برخی گرایشهای تفسیری شد. چنانکه پیدایش مکاتب فقهی مختلف در این دو قرن باعث ظهور گرایشهای مختلف فقهی در تفسیر قرآن شد و تفاسیری مانند تفسیر احکام القرآن شافعی (د.204ق) به نگارش درآمدند و با پیدایش مکاتب کلامی مختلف، از جمله معتزله، اشاعره و...، در این دو قرن، تفاسیر مهمی مانند جامع التأویلِ ابومسلم اصفهانی (د.322ق)، تأویلات القرآنِ ماتریدی (د.333ق) و... پدیدار شدند.
گرایش تفسیر عرفانی نیز در سده دوم هجری و با شکلگیری رسمی تصوف، به وجود آمد، اگرچه صوفیه در این دوره بهطور کامل به ظواهر قرآن پایبند بودند و تنها وجه ممیز آنها اهتمام وافر به زهد و ریاضت بود، اما در سده سوم هجری، با ورود فلسفه یونان به جهان اسلام و نیز گسترش جریانهایی مانند اسماعیلیه، تفسیر باطنی وارد مرحله جدیدی شد، (11)و تفاسیری مانند تفسیر القرآن العظیمِ تستری (د.283ق) و...، به وجود آمدند.
همچنین، از دیدگاه برخی محققان، پیشینه تفسیر علمی نیز به همان قرن دوم هجری باز میگردد، چنانکه برخی مفسران تلاش میکردند تا آثار ترجمه شده علوم طبیعی را با قرآن تطبیق دهند. (12) اما تفسیر علمی نوین و برخی دیگر از گرایشهای تفسیری، از جمله تفسیر اجتماعی در قرن چهاردهم خود را نشان دادند.
===================================
1 ر.ک: همین کتاب، درس چهارم، روش تفسیر قرآن به قرآن در آثار اهلبیت.
2 ر.ک: همین کتاب، درس پنجم، روش تفسیر قرآن به قرآن در آثار صحابه و تابعین.
3 مؤدب، روشهای تفسیر قرآن، ص45.
4. همان، ص29.
5-مدیر شانهچی، علم الحدیث، ص81.
6-ر.ک: بابایی، بررسی مکاتب و روشهای تفسیری، ج1، ص44−60.
7- ر.ک: همان، ص80−94.
8- ر.ک: سیدرضی، نهجالبلاغه، خطبه، 152 و 183.
9- ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج2، ص15.
10- ر.ک: پاکتچی، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ص74.
11- ر.ک: اسعدی و همکاران، آسیبشناسی جریانهای تفسیری، ج1، ص306−307.
12- رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن کریم، ص289.



_4.jpg)
