فصل در موازنه است (2)
گاهى اين ملكات اسباب میشود كه انسان را مخلد در جهنم میكند، زيرا كه ايمان را از انسان میگيرند، مثل حسد كه در روايات صحيحه ماست كه ايمان را حسد میخورد، همان طور كه آتش هيزم را میخورد . و مثل حبّ دنيا و شرف و مال كه در روايات صحيحه است كه دو گرگ اگر در گله بیشبان رها شود، يكى از آنها در اوّل گله و يكى در آخرش، زودتر آنها را هلاك نمیكنند از حب شرف و حب دنيا كه دين مؤمن را از او میگيرد.
خدا نكند عاقبت معاصى منتهى بشود به ملكات و اخلاق ظلمانى زشت، و آنها منتهى شود به رفتن ايمان و مردن انسان با حال كفر، كه جهنم كافر و جهنم عقايد باطله از آن دو جهنم بمراتب سختتر و سوزانتر و ظلمانيتر است.
اى عزيز، در علوم عاليه ثابت شده است كه مراتب اشتداد غير متناهى است هر چه تو تصور كنى و تمام عقول تصور كنند شدت عذاب را، از آن شديدتر
______________________________
(1) (كهف 49).
(2) عن أبي عبد اللّه (ع) قال: إنّ في جهنّم لواديا للمتكبّرين يقال له، «سقر» شكى إلى اللّه عزّ و جلّ شدّة حرّه و سأله أن يأذن له أن يتنفس. فتنفّس فأحرق جهنّم. اصول كافى، ج 2، ص 310، «كتاب ايمان و كفر»، «باب كبر» حديث 10.
(3) عن أبي عبد اللّه (ع) قال: إنّ الحسد يأكل الايمان، كما تأكل النّار الحطب. اصول كافى، ج 2، ص 306، «كتاب ايمان و كفر» باب حسد، حديث 2.
(4) عن أبي جعفر (ع) قال: ما ذئبان ضاريان في غنم ليس لها راع، هذا في أولها و هذا في آخرها بأسرع فيها من حبّ المال و الشرف في دين المؤمن. اصول كافى، ج 2، ص 315، «كتاب ايمان و كفر»، «باب حب الدنيا و الحرص عليها»، حديث 2 و 3.
(5) صدر المتألهين و ديگر حكيمان الهى اين حقيقت را در اسفار علمى خود بيان كردهاند. اسفار ج 1، ص 45، 65، 69.
شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ص: 22
---------------------------------------------------------
هم ممكن است. اگر برهان حكما را نديدى يا كشف اهل رياضت را باور ندارى، تو كه بحمد اللّه مؤمنى، انبيا، صلوات اللّه عليهم، را صادق میدانى، تو كه اخبار وارده در كتب معتبره ما را، كه همه علماى اماميه قبول دارند، درست میدانى، تو كه ادعيه و مناجات وارده از ائمه معصومين، سلام اللّه عليهم، را صحيح میدانى، تو كه مناجات مولاى متقيان، امير المؤمنين، سلام اللّه عليه، را ديدى، تو كه مناجات سيد الساجدين، عليه السلام، را در دعاى أبو حمزه ديدى، قدرى تأمل كن در مضمون آنها، قدرى تفكر نما در فقرات آنها.
لازم نيست يك دعاى طولانى را يك دفعه با عجله و شتاب بخوانى و تفكر در معانيش نكنى، بنده و شما حال سيد سجّاد، عليه السلام، را نداريم كه آن دعاى مفصل را با حال بخوانيم، شبى يك ربع آن را، يك ثلث آن را، با حال بخوان و تفكر كن در فقراتش شايد صاحب حال شوى.
از همه گذشته، قدرى تفكر در قرآن كن ببين چه عذابى را وعده كرده كه اهل جهنم از مالك میخواهند كه آنها را بكشد، هيهات! كه مرگ در كار نيست. ببين خداى تعالى میفرمايد: يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ في جَنْبِ اللّه.
آيا اين چه حسرتى است؟ كه خداى تعالى با آن عظمت با اين تعبير ذكر میفرمايد. تدبر كن در آيه شريفه قرآن، بى تأمل و تدبر از آن مگذر: يومَ تَرَونَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكنَّ عَذَابَ اللّهِ شَديد.
وصف روز قيامت را مىكند مىفرمايد: «روزى كه فراموش میكند هر شير دهى از آنچه شير میدهد، و مىاندازد هر آبستنى بچه خود را، و میبينى مردم را مست، با اينكه آنها مست نيستند و لكن عذاب خدا سخت است.»
درست تفكر كن عزيزم، قرآن نعوذ باللّه كتاب قصه نيست، شوخى با شما نمیكند، ببين چه مى فرمايد؟
اين چه عذابى است كه عزيزها را از ياد مى برد، حامله را بى بار مى كند. آيا چه عذابى است كه خداوند تبارك و تعالى با آن عظمت او را وصفت مى كند به «شدت» و جاى ديگر به «عظمت». چيزى را كه خداى تبارك و تعالى كه عظمت او حدّ و حصر ندارد و عزت و سلطنت او منتهى ندارد توصيف به شدت و عظمت كند آيا چه خواهد بود؟ خدا مىداند عقل من و تو و فكر همه بشر از تصورش عاجز است. اگر مراجعه به اخبار و آثار اهل بيت عصمت و طهارت كنى و تأمل در آنها نمايى، مى فهمى كه قضيه عذاب آن عالم غير از اين عذابهايى است كه فكر كردى. قياس به عذاب اين عالم كردن قياس باطل غلطى است.
______________________________
(1) «افسوس بر كوتاهيهايم در حق خداوند!» (زمر 56).
(2) (حج 2).
شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ص: 23
-----------------------------------------
من براى تو يك حديث شريف از شيخ جليل القدر، صدوق طايفه، نقل مى كنم كه بدانى مطلب چيست، مصيبت چقدر است، با اينكه اين حديث راجع به جهنم اعمال است كه سردتر از همه جهنم هاست.
اولا بايد بدانى كه شيخ صدوق، كه اين حديث از اوست، كسى است كه تمام علماء اعلام از او كوچكى مى كنند و او را به جلالت قدر مى شناسند. آن بزرگوار كسى است كه به دعاى امام، عليه السلام، متولد شده. آن كسى است كه مورد لطف امام زمان، عليه السّلام و عجّل اللّه تعالى فرجه، بوده، و نويسنده به طريقهاى عديده از بزرگان علماء اماميه، عليهم رضوان اللّه، متصل به شيخ صدوق حديث را نقل مى كند، و مشايخ بين ما و صدوق همه از بزرگان و ثقات اصحاباند. پس اگر از اهل ايمانى بايد به اين حديث عقيدهمند باشى.
روى الصّدوق باسناده عن مولينا الصّادق، عليه السّلام، قال: بينا رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله، ذات يوم قاعدا إذا أتاه جبرئيل، عليه السّلام، و هو كئيب حزين متغيّر اللّون فقال رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله: يا جبرئيل ما لي أراك كئيبا حزينا؟
فقال: يا محمّد، فكيف لا أكون كذلك و إنّما وضعت منافيخ جهنّم اليوم. فقال رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله: و ما منافيخ جهنّم يا جبرئيل؟ فقال: إنّ اللّه تعالى أمر بالنّار فأوقد عليها ألف عام حتّى احمرّت، ثمّ أمر بها فأوقد عليها ألف عام حتّى ابيضّت، ثمّ أمر بها فأوقد عليها ألف عام حتّى اسودّت، و هي سوداء مظلمة. فلو أن حلقة من السلسلة الّتي طولها سبعون ذراعا وضعت على الدّنيا، لذابت الدّنيا من حرّها، و لو أنّ قطرة من الزّقوم و الضّريع قطرت في شراب أهل الدّنيا، مات أهل الدّنيا من نتنها. قال: فبكى رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله، و بكى جبرئيل، فبعث اللّه إليهما ملكا، فقال: إنّ ربّكما يقرأ كما السّلام و يقول: إنّي أمنتكما من أن تذنبا ذنبا أعذّبكما عليه- انتهى.
حاصل ترجمه حديث شريف اين است كه «در بين اينكه روزى رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله، نشسته بود جبرئيل آمد در خدمتش، در صورتى كه افسرده و محزون بود و رنگش متغير بود. پيغمبر فرمود: «اى جبرئيل چرا تو را افسرده و محزون مى بينم؟» گفت: «اى محمد، صلّى اللّه عليه و آله، چرا چنين نباشم در
______________________________
(1) علم اليقين، «مقصد» 4، باب 15، فصل 1، ص 1032.
شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ص: 24
------------------------------------------------
صورتى كه امروز گذاشته شد دمهاى جهنم». پيغمبر خدا، صلّى اللّه عليه و آله، گفت: «چه چيز است دمهاى جهنم؟» عرض كرد: «همانا خداى تعالى امر فرمود به آتش، بر افروخته شد هزار سال تا سرخ شد.
بعد از آن امر فرمود به آن افروخته شد هزار سال تا سفيد شد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سياه شد و آن سياه و تاريك است. پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هفتاد ذراع است گذاشته شود بر دنيا، هر آينه آب مى شود دنيا از حرارت آن. و اگر قطره يى از زقوم و ضريع آن بچكد در آبهاى اهل دنيا، همه مى ميرند از گند آن.»
پس گريه كرد رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله، و جبرئيل گريان شد. پس خداى تعالى فرستاد به سوى آنها فرشته [اى]. عرض كرد: «خداى شما سلام مى رساند به شما و مى فرمايد من ايمن كردم شما دو تن را از اينكه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن.»
اى عزيز، امثال اين حديث شريف بسيار است، و وجود جهنم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است، و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب در همين عالم نمونه آن را ديدهاند. درست تصور و تدبر كن در مضمون اين حديث كمر شكن، آيا اگر احتمال صحت هم بدهى، نبايد مثل ديوانه ها سر به بيابان بگذارى؟
چه شده كه ما اين قدر در خواب غفلت و جهالتيم؟ آيا ملكى مثل رسول اللّه و جبرئيل بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ايمن كرده؟ با اينكه رسول خدا و اولياء او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراك نداشتند. ولى كارخانه خدا از خوف غش مى كرد.
على بن الحسين، عليهما السلام، امام معصوم، گريهها و زاريهايش و مناجات و عجز و ناله هايش دل را پاره پاره مى كند. ما را چه شده كه هيچ حيا نكرده در محضر ربوبيت اين قدر هتك حرمات و نواميس الهى را مى كنيم؟ اى واى بر ما و بر غفلت ما! اى واى بر ما و بر شدت سكرات موت ما! اى واى بر حال ما در برزخ و سختيهاى آن، و در قيامت و ظلمتهاى آن! اى واى بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن!
-----------------------------------------------
شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ص: 24