مَن ماتَ مِنكُم وَ هُوَ مُنتظِرٌ لِهذا الأََمرِ كان كَمَن هوُ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِه.
هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیهالسلام) از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و معیت آن حضرت در حال جهاد به سر میبرد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)
مقام اوّل در آن چند فصل است
فصل اول :
بدان كه ريا در اصول عقايد و معارف الهيه از جميع اقسام رياها سختتر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام رياها بيشتر و بالاتر است.
صاحب اين ريا اگر در واقع معتقد به آن امرى كه ارائه مىدهد نباشد، از جمله منافقين است كه مخلد در نار و هلاك ابدى از براى اوست، و عذابش اشد عذابهاست.
و اگر معتقد باشد ولى براى اينكه در قلوب مردم رتبه و منزلت پيدا كند اظهار مىكند، اين شخص گرچه منافق نيست ولى اين ريا باعث مىشود كه نور ايمان از قلب او برود، و ظلمت كفر به جاى آن در قلب وارد شود، زيرا كه اين شخص گرچه در اوّل امر مشرك است به شرك خفى، زيرا كه معارف الهيه و عقايد حقه را كه خالص بايد باشد از براى خدا و صاحب آن ذات مقدس حضرت حق است به مردم تحويل داده و غير را در آن شركت داده و شيطان را در آن متصرف نموده و اين عمل قلبى از براى خدا نبوده .
ما در يكى از فصول بيان مىكنيم كه ايمان از اعمال قلبيه است نه مجرد علم، كما اينكه در اين حديث شريف مىفرمايد: «هر ريايى شرك است.»- و ليكن اين فجيعه موبقه و اين سريره مظلمه و اين ملكه خبيثه بالاخره كار انسان را منجر مىكند به اينكه خانه قلب مختص به غير خدا شود، و كم كم ظلمت اين رذيله اسباب مىشود كه انسان بى ايمان از دنيا برود، و اين ايمان خيالى كه دارد صورت بى معنى و جسد بى روح و پوست بي مغزى است و مورد قبول خداى تعالى نشود.
كما اينكه اشاره به اين فرموده در حديثى كه در كافى شريف از على بن سالم نقل مىكند. قال: سمعت أبا عبد اللّه، عليه السّلام، يقول: قال اللّه عزّ و جلّ: أنا خير شريك، من أشرك معى غيرى في عمل عمله، لم أقبله إلاّ ما كان لي خالصا. «1»
يعنى راوى گفت: «شنيدم حضرت صادق، عليه السلام، مىفرمود: خداى تعالى گفت: «من بهترين شريك هستم. كسى كه با من شريك قرار دهد غير مرا در كارى كه كرده است، قبول نكنم او را مگر آنكه براى من خالص باشد.»
و معلوم است اعمال قلبيّه در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالى واقع نشود، و او را نپذيرد و به شريك ديگر واگذار فرمايد كه آن شخصى است كه براى نشان دادن به او عمل مىشود، پس اعمال قلبيه مختص به آن شخص مىشود، و از حد شرك بيرون رفته به كفر محض وارد مىشود.
بلكه مىتوان گفت اين شخص نيز از جمله منافقين است: همان طور كه شركش خفى است، نفاقش نيز خفى است. بيچاره گمان كرده مؤمن است ولى مشرك است در اول امر، و در نتيجه منافق است، و عذاب منافقين را بايد بچشد. و واى به حال كسى كه كارش به نفاق منجر شود.
-------------------------------------------------
( 1) اصول كافى، ج 2، ص 295،« كتاب ايمان و كفر»،« باب رياء»، حديث 9.
------------------------------------------------------------------------
کتاب شرح چهل حدیث حضرت امام خمینی . ص 37



_34.jpg)
