اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.
همواره در انتظار باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید. (بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)
نادرستی ذخالت شیطان :
الفاظ قرآن، الهی می باشد و شیطان و هیچ نیروی دیگری غیر از فرشته وحی به دلایل زیر در آن دخالت نداشته است:
الف : روایات :
وحی الهی به صورت کامل و با الفاظ الهی در اختیار پیامبر (ص) قرار می گرفت و آن حضرت به هنگام دریافت وحی و با سلامت کامل و به دور از هرگونه دخالت شیطان، آن را تلقی می نموده است. در پرسشی که زراره از امام صادق (ع) می نماید، بدین نکته اشاره شده است. وقتی وی می پرسد به هنگام نزول وحی، پیامبر چگونه از دخالت شیطان ایمن بود، آن حضرت در پاسخ می فرماید:
إِنَّ اللَّهَ إِذَا اتَّخَذَ عَبْداً رَسُولًا أَنْزَلَ عَلَيْهِ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ فَكَانَ يَأْتِيهِ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِثْلُ الَّذِي يَرَاهُ بِعَيْنِه. (1)
خداوند بر پیامبرش و سکینه و وقار می فرستد و آنچنان او را از هرگونه خطا مصون می دارد که خود حقیقت را می بیند.
روایات دیگری نیز وجود دارد که در مقام بیان فرق بین رسول، نبی و امام است و بیان می دارد که رسول به هنگام دریافت وحی، جبرئیل را از نزدیک می بیند و با او تکلم می کند که چنین ویژگی، زمینه هرگونه دخالت شیطان را از بین می برد، مانند روایت ابن محبوب از احول:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِي يَأْتِيهِ جَبْرَئِيلُ قُبُلًا فَيَرَاهُ وَ يُكَلِّمُهُ (2)و همین طور روایت زراره از امام باقر : «قال : وَ الرَّسُولُ الَّذِي يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يُعَايِنُ الْمَلَك ... (3)
-----------------------------------------------
1- بحار الأنوار، ج ۱۸، ص ۲۶۲.
۲.کافی، ج ۱، ص ۱۷۶، باب الفرق بین الرسول والنبی، ح ۳.
٣. همان، ح ۱.
--------------------------------------------------------
ب : آیات :
دخالت شیطان به هنگام نزول قرآن، با آیاتی نظیر آیات زیر ناسازگار است:
1- إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى (1) آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست .
2- إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً (2) . زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.
٣- وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ .(3) هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می کرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود می ریخت)، شیطان القائاتی در آن می کرد؛ اما خداوند القائات شیطان را از میان می برد، سپس آیات خود را استحکام می بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.
طبرسی ذیل این آیه می گوید:
أن الرسول متی تمنى بقلبه بعض ما یتمناه من الأمور، وسوس إلیه الشیطان بالباطل یدعوه إلیه وینسخ الله ذلک و یبطله .. و أما الأحادیث المرویة فی هذا الباب فهی مطعونة ومضعفة عند أصحاب الحدیث. (4)
علامه طباطبایی در ذیل آیه فوق، یادآور می شود که «القائات شیطانی که می تواند
امور را فاسد کند مثل بقیه امور در ملک خدا، بدون اذن خدا، واقع نمی شود». (5)
---------------------------------------------
١. نجم، آیه ۴.
۲. نساء، آیه ۷۶.
٣. حج، آیه ۵۲
۴. مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۴۶.
۵. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۳۹۳
------------------------------------------------
4- وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي فَلا تَلُومُوني وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم .(1)
و شیطان، هنگامی که کار تمام می شود، می گوید: «خداوند به شما وعدۂ حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف کردم! من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند.
شیطان بیان می دارد که سلطه او متفرع بر اتباع و تولی است و بر مؤمنان و به ویژه
بر پیامبر به هنگام دریافت وحی، سلطه ندارد، چنانکه در آیه: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون (2) نیز بدان اشاره شده است.
ج : عصمت پیامبر (ص)
پیامبر صلى الله علیه وسلم از هر گونه خطا و لغزش عمدی و سهوی، به دور و معصوم بوده که لازمه آن عصمت در مقام وحی است که اساس شریعت میباشد؛ بنابراین، پیامبر به هنگام دریافت وحی، با علم و یقین و بدون هیچ گونه اضطراب (3) و با اطمینان خاطر وحی را دریافت می نموده است.
علامه طباطبایی نیز در این خصوص بر عصمت پیامبران تأکید دارد و راه وحی را مصون از خطا می داند و می فرماید: روشن شد که تکوین و آفرینش هرگز در کار خود خطا نمیکند، پس مواد دیـن آسمانی از راه وحی به مردم تعلیم می شود و در طول این مسافت، دچار هیچ گونه خطا و اشتباهی نخواهد شد.(4)
همو بیان می دارد که عصمت در مورد پیامبر سه مرحله دارد: مقام دریافت وحی، نگهداری و تبلیغ و تعلیم آیات قرآن از جمله آیه : ً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيم .(5)
دال بر عصمت پیامبر اسلام در همه مراحل از جمله، تلقی وحی دارد و آنها مبعوث شده اند تا مردم را به حق هدایت کنند و غرض الهی جز با عصمت، محقق نمی شود.
--------------------------------------
۱. ابراهیم، آیه ۲۲.
۲. نحل، آیه ۹۹.
3. التمهید فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۷۶.
4- قران در اسلام ص 98 .
5- بقره آیه 213
----------------------------------------
کتاب مبانی تفسیر مودب ص 53.



.jpg)
