• العربية
  • English
  • فارسی
 
قال علی علیه السلام :

اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.
همواره در انتظار باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید. (بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)

   
 
 
 

معاد : یوم الحساب :


یوم الحساب :

از دیگر توصیف های خاص و مهم در مورد جهان آخرت، ‏«يَوْمِ الْحِسابِ» است که از اسامی مشهور روز قیامت است. واژه حساب که در خصوص محاسبه روز قیامت است، در چندین آیه از آیات قرآن به کار رفته است و چنین نامی بخاطر آن است که تمامی اعمال انسان اعم از خوب و بد، کوچک و بزرگ، مادی و معنوی، در جوانی و یا در پیری و از زمانی که انسان به تکلیف می رسد، همه بدون استثنا مورد محاسبه قرار می گیرند.

تعبیر یوم الحساب در سوره غافر از زبان حضرت موسی چنین آمده است، آنجا که خداوند می فرماید: «وَ قالَ مُوسى‏ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ»؛ موسی به فرعونیان می گوید که من به پرودگارم و پروردگار شما پناه می برم از هر متکبری که به روز حساب ایمان نمی آورد .(غافر ، 27.)
آیه مذکور از کسانی که به روز قیامت و روز حساب ایمان ندارند یاد کرده و سرنوشت آنها را بیان می کند. طبرسی مقصود از یوم الحساب را روز مجازات می داند که پس از حسابرسی افراد میباشد . ( مجمع البیان ج8 ص 810 )

آیه الله مکارم هم بر اساس عبارت «مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ»، معتقد است که اين گفتار موسى به خوبى نشان مى‏دهد افرادى كه داراى دو ويژگى باشند انسان های خطرناكى محسوب مى‏شوند: "تكبر" و"عدم ايمان به روز قيامت" و بايد از چنين افرادى به خدا پناه برد."تكبر" سبب مى‏شود كه انسان جز خود و افكار خودش را نبيند، آيات و معجزات خدا را سحر بخواند، مصلحان را مفسد و اندرز دوستان و اطرافيان را محافظه كارى و ضعف نفس بشمرد و"عدم ايمان به روز حساب" سبب مى‏شود كه هيچ حسابى در برنامه و كار او نباشد و حتى در برابر قدرت نامحدود پروردگار، با قدرت بسيار ناچيزش به مبارزه برخيزد، و به جنگ پيامبران او برود، چرا كه حسابى در كار نيست .( تفسير نمونه، ج‏20، ص: 81 )

در سوره بقره نیز از حساب و یوم الحساب یاد شده است، خداوند می فرماید: «أُولئِكَ لَهُمْ نَصيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ»؛ آنها نصیب و بهره ای از کسب خود دارند و خداوند سریع الحساب است . ( بقره ، 202 ).
در این آیه شریفه ، مقصود از اولئک کسانی هستند که حسنه دنیا و آخرت را از خدا می طلبند و نه تنها از حسابرسی یاد شده است، بلکه تاکید شده که حسابرسی بسیار هم سریع خواهد بود و مقصود آن است که حساب در روز قیامت بسیار جدی است و در موعدش محقق می شود و هیچ تردیدی در او نیست.

در سوره آل عمران نیز از سریع الحساب یاد شده است و خداوند می فرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ». دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد زيرا) خداوند، سريع الحساب است .( آل عمران ، 19)

در پایان آیه می فرماید «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ»؛ کسی که به آیات الهی کفر می ورزد بداند که خداوند سریع الحساب است و حساب خداوند جدی است.

در سوره آل عمران باز موضوع سریع الحساب یاد شده و در بخشی از آیه آمده است: «أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ»؛ پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سريع الحساب است. (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مى‏كند، و پاداش مى‏دهد) (. آل عمران ، 199)
بخش آغاز آیه چنین است: «وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُم»؛‏ گروهی از اهل کتاب به خدا و آنچه نازل شده است‏ ایمان آوردند، «خاشِعينَ لِلَّه»؛‏ خشوع می کنند، «لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَليلا»؛ به چیز اندکی آیات خدا را معامله نمی کنند، در ادامه خداوند می فرماید: «اولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ»؛ چنین کسانی که خاشعند و آیات الهی را اجر می نهند، اجرشان نزد پرودگار محفوظ است و بدانند که خداوند سریع الحساب است و حساب او جدی است و در وقت خودش انجام می شود.

شاهد مثال دیگری در سوره مائده است، آنجا که خداوند متعال در یکی از موضوعات فقهی می فرماید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُم‏ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبات»؛ ای پیامبر از تو سوال می کنند که چه چیزی برای آنها حلال و مجاز است، بگو‏ برای شما هر چیز که طیب است، حلال است ؛( مائده، 4 ) تا در ادامه آیه که می فرماید: «وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب»؛‏ باید اینها تقوا پیشه کنند و بدانند که خدا سریع الحساب است. علامه طباطبائی می فرماید سریع الحساب، اختصاصی به قیامت ندارد و میفرماید: بايد دانست كه خداى تعالى در حسابگرى سريع است، و كيفر ظلم و تعدى را قبل از آخرت در همين دنيا مى‏دهد و اين ظلم‏ها و تجاوزها و دام اندازيها و بى خبر كشتن حيوانات بى زبان همانطور كه بسيار به چشم خود ديده‏ايم جز سوء عاقبت و نكبت ثمره‏اى ندارد . ( الميزان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: ).

عبارت «الحساب» که بسیار در آیات قرآن تکرار می شود، نشان از اهمیت حساب در قیامت می باشد؛ در سوره رعد نیز به نوعی از حساب یاد شده است؛ البته نه با قید سریع الحساب، بلکه با قید سوء الحساب. آیه شریفه چنین است: «لِلَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى وَ الَّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِساب‏ ِ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهاد»؛ ‏براى آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند، (سرانجام و) نتيجه نيكوتر است و كسانى كه دعوت او را اجابت نكردند، (آن چنان در وحشت عذاب الهى فرو مى‏روند، كه) اگر تمام آنچه روى زمين است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را براى رهايى از عذاب مى‏دهند (ولى از آنها پذيرفته نخواهد شد) براى آنها حساب بدى است و جايگاهشان جهنم، و چه بد جايگاهى است . ( رعد، 18 )

در آیه شریفه بیان شده آنان که پروردگارشان را اجابت می کنند، نیکی ها برای آنهاست، در واقع پاداش نیک و نتیجه سودمند و عاقبت خوب برای کسانی است که دعوت پرودگارشان را اجابت کردند و در واقع الحسنی معنای وسیعی دارد. بعد می فرماید: «وَ الَّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ ... أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِساب‏»؛ اما آنانی که فرمان خدا را اجابت نکردند، اگر آنچه که در زمین هست و مانند او را داشته باشند و همه را بخواهند فدیه دهند این کافی نیست؛ در واقع همین که آنها دعوت پرودگار را اجابت نکردند، «لَهُمْ سُوءُ الْحِساب»؛ در شرایطی هستند که محاسبه سخت و مشکلی در پیش دارند، در پایان آیه می فرماید «وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهاد»؛ جایگاه آنها جهنم است و چه بد جایگاهی است؛ که نشان از سختی و دشواری آن روز دارد.

همچنین در آیه 21 سوره رعد، خداوند می فرماید: «وَ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِساب»‏؛ و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار ميدارند و از پروردگارشان مى‏ترسند و از بدى حساب (روز قيامت) بيم دارند . این آیه شریفه اشاره به این دارد که کسانی که خشیت از پروردگارشان دارند و آنها آدم های مومنی هستند و کسانی هستند که فرمان الهی را خوب انجام می دهند و ویژگی آنان این است که به اعمالشان دقت می کنند؛ چرا که «يَخافُونَ سُوءَ الْحِساب»؛ از حساب سخت آنجا می ترسند؛ زیرا خوف آنها بر اساس برخی از روایات، از دقت در حسابرسی است . (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص: 44 .)

در آیه 40 سوره رعد نیز خداوند می فرماید: «وَ إِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِساب»؛ و اگر پاره‏اى از مجازاتها را كه به آنها وعده مى‏دهيم به تو نشان دهيم، يا (پيش از فرا رسيدن اين مجازاتها) تو را بميرانيم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستى و حساب (آنها) بر ماست . در پایان آیه خداوند می فرماید: ای پیامبر «فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ»؛ بر تو هست که ابلاغ کنی، «وَ عَلَيْنَا الْحِساب»؛ حساب و محاسبه به عهده ماست و ای پیامبر وظیفه تو ابلاغ رسالت است و وظیفه ما بررسی حساب بندگان در روز قیامت است.

در کتاب ارزشمند مرحوم محدث آشیخ عباس قمی با نام منازل الآخره که تحت عنوان زندگی پس از مرگ به فارسی نیز ترجمه شده است، در فصل هفتم عنوانی دارند با عبارت حسابرسی
( منازل الاخره ص 93 ) و در واقع محاسبه ای که در آیات مذکور به آن اشاره شده و اهمیت این محاسبه و حساب را یادآور می شوند و آیاتی را نیز آورده اند که از مهم ترین آیاتی که ایشان بیان می کند در سوره انبیاست که خداوند می فرماید: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُون»؛ برای مردم وقت حسابشان نزدیک شده است؛ (انبیا، 1 )اما آنها در حال غفلتند ، «وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُون»؛ از تفکر در آن و تهیه و آماده شدن برای آن روز اعراض کرده اند. تعبیر اقْتَرَبَ نشان می دهد که گرچه ممکن است به ظاهر سال های فراوانی تا فرا رسیدن قیامت طول بکشد؛ اما چون وقوع آن قطعی است، می توان از آن تعبیر به نزدیک کرد. زمانی که انسان مطمئن است که چیزی انجام می شود، از آن تعبیر به نزدیک است، می نماید؛ گرچه سالهای طولانی زمان ببرد.

در آیه دیگری نیز آمده است: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَديداً»؛ چه بسيار شهرها و آباديها كه اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپيچى كردند و ما بشدّت به حسابشان رسيديم و به مجازات كم‏نظيرى گرفتار ساختيم .( طلاق ، 8 )چنین است که بسا از قریه (در واقع منظور اهل قریه است) که از فرمان پروردگار جهانیان و پیامبران سرکشی کردند و ایشان را به حسابی سخت، حساب کردیم. در ادامه آمده است «وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً» ؛ عذاب کردیم ایشان را عذابی بد. به همین جهت لازم است تا محاسبه قیامت را بسیار جدی بگیریم و در تمام برنامه های روزانه به یاد حسابرسی اعمالمان باشیم؛ زیرا به هنگام محاسبه، در انجام عمل خوب، وقتی انسان به حسابرسی اش امیدوار می شود، آن عمل خوب را بیشتر انجام می دهد و در انجام عمل بد، وقتی به یاد حساب می افتد، سعی می کند از آن عمل دور شود.

شیخ صدوق روایتی را از پیامبر اسلام (ص) نقل می کند (خصال ج1 ص 254 .) که مرحوم مجلسی آن حدیث را در کتاب (بحار الانوار ج7 ص 258 ) آورده است و اشاره دارد به اینکه روز قیامت بر پا نمی شود و انسان قدمی از قدم بر نمی دارد تا اینکه از چهارچیز در مورد او سوال می کنند و باید او جواب بدهد که چنین است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏ لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ‏ عُمُرِهِ‏ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
پيامبر خدا (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: در قيامت بنده‏اى قدم برنمى‏دارد مگر اينكه از چهار چيز پرسيده شود: از عمرش كه در چه چيزى به سر برد و از جوانيش كه در چه چيزى صرف كرد و از مالش كه از كجا به دست آورد و در كجا خرج كرد و از محبت ما اهل بيت .

روایت یاد شده، به حساب و پرسش های قیامت اشاره دارد و نخستین حساب از عمر او که در چه مسیری فانی و تباه کرده؛ فردی که هفتاد سال یا بیشتر خداوند به او عمر داده، عمر خود را کجا گذرانده و اگر خدمتی کرده، چه خدمتی بوده است. در سوال بعدی به بخش خاصی از عمر یعنی دوره جوانی می پردازد و سوال می شود که جوانی اش را چگونه گذرانده و این نشان می دهد که سوال قبلی که از عمر بوده، شامل بخشی از عمر که جوانی می باشد، نیز بوده است؛ اما جوانی به خاطر اهمیت آن دوران که انسان در آن دوران انرژی و شادابی بیشتری دارد و بسیاری از کارهای بزرگ را می تواند انجام دهد و به همین جهت بسیاری از انسان های بزرگ توفیقاتشان را در ایام جوانی به دست آورده اند؛ به طور ویژه نیز سوال می شود.

سوال سوم از مال و درآمدش می باشد که از کجا آورده و در چه جهت، خرج کرده؛ در واقع تنها سوال این نیست که مال را از کجا بدست آورده ای، این سوال نیز وجود دارد که در چه مسیری مالش را خرج کرده است. سوال چهارم از محبت اهل بیت(ع) سوال می کنند و این هم نشان می دهد که انسان نمی تواند فقط درآمد حلال داشته باشد و بگوید من درآمدم حلال بوده و به جا هم خرج کردم و جوانیم هم در راه خوب صرف کرده ام. اینها همه به جای خود؛ شاید از همه مهم تر این است که رابطه انسان با ولایت چگونه بوده است. انسان رابطه خود با اهل بیت و ولایت آنها را چگونه انجام داده است.

در روایت دیگری نیز آمده است که کلینی در کتاب کافی، نقل می کند: «إِنَّ أَوَّلَ‏ مَا يُحَاسَبُ‏ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا»؛ اولین چیزی که از بنده حساب رسی می شود نماز است، پس اگر قبول شد، امور دیگر هم قبول می شود .( کافی ج 3 ص 268 ) این روایت اهمیت نماز را نشان می دهد و بیانگر این است که سوال از نماز از سوالهای اساسی است که انسان باید خودش را برای جوابگویی در آن روز آماده کند.

شاهد مثال دیگری درباره تعبیر سریع الحساب در سوره رعد است که خداوند می فرماید: «أَوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها»؛ (رعد، 41 )در واقع این خطابی است به برخی از مغروران لجوج که آیا ندیده اند که ما پیوسته از اطراف و جوانب زمین کم می کنیم ، تعبیر «نَنْقُصُها» آمده که به نظر می رسد مقصود از نقص زمین، رفتن علما و دانشمندان و اهل علم هستند و بعد در ادامه می فرماید: «وَ اللَّهُ يَحْكُم»،‏ خداوند حکم می کند،«لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه»؛‏ برای حکم خدا هیچ سد و مانعی وجود ندارد و حکم خدا در هر حال بر پا می شود. شاهد مثال در بخش پایان آیه است که می فرماید: «وَ هُوَ سَريعُ الْحِساب»؛‏ حکم خداوند سریع و قطعی است.

در سوره ابراهیم نیز آیه شریفه ای است که می فرماید: «رَبَّنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِساب»؛ خداوندا ببخش برای من و برای والدین من و برای مومنین ‏.( ابراهیم 41) در چه روزی؟ «یوْمَ يَقُومُ الْحِساب‏»؛ روزی که ما نیاز به غفران داریم و روزی که در واقع روز حساب است. آن روز، روزی است که ان شالله غفران تو شامل ما بشود. در آیه دیگری هم در سوره ابراهیم می فرماید: «لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ»؛ خدا هر نفسی را جزا بدهد به آنچه که انجام داده و خداوند سریع الحساب هست . (ابراهیم 51)

همچنین خداوند در سوره نور می فرماید: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماء» ( نور، 39 )؛ در واقع اشاره به کافران هست، کسانی که کفر ورزیدند، «وَ الَّذينَ كَفَرُوا»؛ اعمالشان همچون سرابی است در یک کویر، «كَسَرابٍ بِقيعَةٍ»؛ که انسان تشنه آن را از دور آب می بیند «يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماء»؛ گمان می کند که آب است. آن ها اعمالشان را خوب می بینند و اگر هم به روز حساب اعتقادی داشته باشند، فکر می کنند که مشکلی ندارند. البته چنین وضعیتی در خصوص کافران است که اصلا به حسابرسی قیامت ایمان ندارند و خدا در این آیه هشدار می دهد و متنبه می کند که آگاه شوند تا «حَتَّى إِذا جاءَه»؛‏ وقتی که به روز محاسبه می رسد، «لَمْ يَجِدْهُ شَيْئا»؛ می بینند که چیزی ندارند، «وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَه»؛‏ در واقع خدا را نزد اعمال خود می یابند «فَوَفَّاهُ»؛ خداوند حساب آنها را صاف می کند، «وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِساب»‏؛ و خداوند سریع الحساب است.

همان طور که بیان شد تعبیر روز حساب که در قرآن بیش از پانزده بار «یوم الحساب» یا «حساب» یا با عبارت هایی چون «سوء الحساب» به کار رفته است، اهمیت موضوع را می رساند. خداوند در سوره ص خداوند می فرماید: «وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِساب»؛‏ ( ص ،16 ) آنان گفتند پرودگارا نصیب ما را از عذابت قبل از روز حساب بده . این سخن نشان می دهد که یوم الحساب به قدری دشوار است که بعضی واقعا ترجیح می دهند که قبل از آن حسابشان داده شود.

در همین سوره در آیه دیگری خداوند خطاب به داوود می فرماید: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَق»؛‏ ای داوود ما تو را خلیفه روی زمین قرار دادیم، به حکم حق بین مردم حکم کن( ص، 26)، «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى»؛‏ از هوای نفس پیروی مکن که هوای نفس تو را از مسیر الهی گمراه می کند. «فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللَّه»؛‏ پیروی از هوای نفس تو را از راه خدا دور می کند و بعد در ادامه آیه هست «إِنَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِساب»؛‏ کسانی که از طریق الهی گمراه شوند عذاب دردناکی دارند؛ چرا که روز قیامت را فراموش کرده اند، روزی که روز حساب است. آری فراموشی روز جزا سرچشمه بسیاری از ستم ها و ظلم ها و سپس سرچشمه عذاب الهی است.

شاهد مثال دیگری در سوره ص وجود دارد که درباره گروهی از مومنین است که خدا به آنها نعمت های بهشتی می دهد، آمده است که: «هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ»( ص، 53) ؛ هذا اشاره به نعمت های چندگانه ای است که در آیه قبل از این آیه و آیات پیشین برای بهشتیان یاد شده است. می فرماید هذا یعنی چیزی است که به روز حساب به شما وعده داده شده است و آن روز قطعی است و شما از نعمت ها بهره مند هستید.

همچنین خداوند در سوره غافر می فرماید: «الْيَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب»؛‏ (غافر، 17) آن روز، روزی است که هر نفسی جزا داده می شود ، «بِما كَسَبَتْ»؛ به آنچه که خودش انجام داده است. با دست و پا و با اعضایش کسب کرده است، «لا ظُلْمَ الْيَوْمَ»؛ آن روز، هیچ ظلم و ستمی بر هیچ کس نخواهد شد، «إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب»؛‏ حساب خداوند نسبت به اعمال بندگانش سریع است. بنابراین محاسبه، امر مهمی است که باید به آن توجه شود.



 

انجمن‌ها
دانشگاه‌ها
پژوهشگاه‌ها
مراجع عظام
سایر

انتشار محتوای این وبگاه تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

X
Loading