اَنَا خاتِمُ الأوصیاءِ وَ بی یدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن اَهلی و شیعَتی.
من ختمکنندة راه اوصیا هستم و به وسیلة من خدا بلاها را از اهل بیت من و شیعیانم دفع مینماید. (غیبت شیخ طوسی، ص ٢٤٦)
قرطبى و ابن عبد البر ( نزول قرآن و هفت حرف )
قرطبى در تفسير خود، الجامع لاحكام القرآن معتقد شده است كه منظور از سبعة احرف، معانى متقارب با الفاظ مختلف است. وى اين قول را نظريه اكثر اهل علم مىداند و مىگويد: «مراد از هفت حرف، هفت وجه از معانى متقارب با الفاظ مختلف است، مانند أقبل و تعال و هلّم.»
قرطبى اين قول را به ابن عبد البر هم نسبت مىدهد و معتقد است كه الفاظ مختلف را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازه داده است تا با قراآت متفاوت خوانده شود. ولى در زمان عثمان، قرائت بر يك حرف شد و شش حرف ديگر زايل شدند و اكنون تنها قرآن بر يك حرف است. برداشت و نظريه قرطبى هم قابل قبول نيست. زيرا:



