اَنَا خاتِمُ الأوصیاءِ وَ بی یدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن اَهلی و شیعَتی.
من ختمکنندة راه اوصیا هستم و به وسیلة من خدا بلاها را از اهل بیت من و شیعیانم دفع مینماید. (غیبت شیخ طوسی، ص ٢٤٦)
مثلا قوّه شهويه در انسان طورى است كه اگر زنهاى يك شهر، به فرض محال، به دست او بيايد، باز متوجه زنهاى شهر ديگر است. و اگر از يك مملكت نصيبش شد، متوجه مملكت ديگر است.
و هميشه آنچه ندارد مىخواهد. با اينكه اينها كه گفته شد فرضى است محال و خيالى است خام، با وجود اين تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوى خود نرسيده.
و همين طور قوّه غضب در انسان طورى مخلوق است كه اگر مالك الرقاب مطلق يك مملكت شود، متوجه مملكت ديگر مىشود كه آن را به دست نياورده.



